به گزارش میراث آریا، ساماندهی حسابهای بانکی مازاد و راکد یکی از اقداماتی است که بانک مرکزی در سالهای اخیر دنبال کرده و قرار است با راهاندازی سامانه «حسام»، بخش مهمی از فرآیند شناسایی و تعیینتکلیف این حسابها به صورت متمرکز و غیرحضوری انجام شود و مشتری بتواند یک حساب پایه را مشخص کند تا در صورت بسته شدن حساب مشمول، مانده آن به حساب پایه منتقل شود.
با این حال، با وجود وعدههای قبلی برای رونمایی از این سامانه، هنوز سامانه «حسام» در دسترس عموم قرار نگرفته و مشتریان همچنان برای تعیینتکلیف برخی حسابهای قدیمی و راکد باید از مسیرهای فعلی بانکها استفاده کنند. همزمان، برخی بانکها نیز به صورت مستقل اقدام به فعالسازی حسابهای راکد کردهاند.
در یکی از این موارد، فعالسازی حساب راکد با کسر حدود ۵۳۰۰ تومان از موجودی مشتری همراه بوده است؛ مبلغی که به عنوان هزینه فعالسازی حساب راکد دریافت شده و با جدول جدید کارمزدهای خدمات بانکی ریالی بانک مرکزی همخوانی دارد. اما اینکه بانکها بدون اجازه مشتری حق تغییر در وضعیت حسابها را دارند یا خیر؛ موضوعی است که در این میان مطرح میشود.
در همین رابطه، علی نظافتیان کارشناس حقوق بانکی درباره تفاوت حساب مازاد و حساب مسدود، نحوه تعیینتکلیف حسابهای راکد، حدود اختیار بانکها و حقوق مشتریان توضیح داده است.
حساب مازاد با حساب مسدود تفاوت دارد
نظافتیان گفت: در ابتدا باید بین «حساب مازاد» و «حساب مسدود» تفاوت قائل شد. حساب مازاد به وضعیت حساب در فرآیند ساماندهی تعداد حسابهای مشتری مربوط میشود، اما مسدودی حساب موضوعی جداگانه است که میتواند بر اساس قانون، مقررات یا دستور مرجع ذیصلاح ایجاد شود.
او افزود: بنابراین، مازاد بودن یک حساب به این معنا نیست که حساب حتماً مسدود شده یا برداشت از موجودی آن ممنوع است. «مازاد» یک وضعیت در فرآیند ساماندهی حسابهای بانکی است و نباید آن را با مسدودی حساب یکسان دانست. عنوان «حساب مازاد» صرفاً یک تعبیر رسانهای یا عامیانه نیست، بلکه در مقررات بانکی نیز از این عنوان استفاده شده است. بر اساس ضوابط اجرایی ناظر بر الزامات افتتاح و نگهداری حسابهای سپرده ریالی اشخاص حقیقی در مؤسسات اعتباری، برای تعداد حسابهایی که یک شخص میتواند در شبکه بانکی داشته باشد، سقف مشخصی در نظر گرفته شده است.
کارشناس حقوق بانکی گفت: بر اساس این ضوابط، هر شخص حقیقی میتواند حداکثر پنج حساب سپرده انفرادی غیرتجاری و دو حساب سپرده مشترک غیرتجاری در مجموع مؤسسات اعتباری داشته باشد و حسابهایی که از این سقف بیشتر باشند، در فرآیند ساماندهی به عنوان حساب مازاد شناسایی میشوند.
نظافتیان افزود: حساب مازاد با حساب راکد یا حساب بستهشده نیز تفاوت دارد. ممکن است حسابی از نظر تعداد حسابهای متعلق به یک شخص، مازاد تشخیص داده شود، اما همچنان دارای موجودی باشد یا مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین باید وضعیت هر حساب به صورت جداگانه مشخص شود.
«حسام» فقط برای بستن حسابها نیست
او با اشاره به نقش سامانه «حسام» گفت: این سامانه صرفاً برای بستن حسابهای مازاد ایجاد نشده است، بلکه قرار است زیرساختی برای شناسایی و تعیین وضعیت حسابهای مشتریان در کل شبکه بانکی باشد. یکی از مشکلات شبکه بانکی این است که ممکن است یک شخص در چندین بانک حساب داشته باشد و اطلاعات این حسابها در یک فرآیند متمرکز مورد بررسی قرار نگیرد. به همین دلیل، سامانهای مانند «حسام» میتواند اطلاعات حسابهای متعلق به یک شخص را در سطح شبکه بانکی تجمیع و وضعیت آنها را مشخص کند.
نظافتیان افزود: از جمله کارکردهای چنین سامانهای میتوان به شناسایی حسابهای متعلق به مشتری، تشخیص حسابهای مازاد، انتخاب حساب پایه، شناسایی حسابهایی که دارای تعهد یا مانع هستند، اصلاح مغایرتهای اطلاعاتی، انتقال موجودی حسابهای واجد شرایط و ثبت نتیجه نهایی تعیینتکلیف اشاره کرد.
تعیین حساب پایه و بستن حساب مازاد؛ شعبه یا مسیر غیرحضوری؟
این کارشناس حقوق بانکی درباره اینکه آیا برای تعیینتکلیف حساب مازاد نیاز به مراجعه به شعبه وجود دارد؟ گفت: اصل بر این است که فرآیند ساماندهی تا حد امکان به صورت غیرحضوری انجام شود؛ بنابراین، صرف اینکه حسابی در فهرست حسابهای مازاد قرار گرفته، به خودی خود به معنای الزام مشتری به مراجعه حضوری به شعبه نیست. مشتری پس از احراز هویت الکترونیکی باید بتواند در بستر تعیینشده، حساب پایه خود را انتخاب و درباره حسابهای مازاد تصمیمگیری کند.
نظافتیان ادامه داد: البته باید بین ثبت درخواست بستن حساب مازاد و امکان نهایی بستن حساب تفاوت قائل شد. ممکن است مشتری بتواند درخواست خود را به صورت غیرحضوری ثبت کند، اما بانک هنگام بررسی متوجه شود که حساب دارای تعهد، محدودیت یا مانع قانونی است. در چنین شرایطی ابتدا باید مانع موجود برطرف شود.
چه زمانی مراجعه به شعبه ممکن است ضرورت پیدا کند؟
او گفت: مراجعه به شعبه نباید قاعده عمومی برای تعیینتکلیف حسابهای مازاد باشد، اما در برخی شرایط خاص ممکن است نیاز به اقدام بانک یا حضور مشتری وجود داشته باشد. برای مثال، اگر حساب برای پرداخت اقساط تسهیلات مورد استفاده قرار گرفته باشد یا بابت آن تعهدی وجود داشته باشد، صرف مازاد بودن حساب نمیتواند مبنای بستن آن باشد. ابتدا باید وضعیت تعهد یا مانع موجود مشخص شود. حساب جاری دارای دستهچک نیز وضعیت متفاوتی دارد. وجود دستهچک و تعهدات مرتبط با آن میتواند مانع بستن فوری حساب شود و نمیتوان چنین حسابی را مانند یک حساب سپرده عادی تلقی کرد.
این کارشناس حقوق بانکی گفت: حسابهای مشترک نیز پیچیدگی بیشتری دارند؛ زیرا بستن حساب مشترک باید با رعایت حقوق و اراده سایر صاحبان حساب انجام شود. حساب مسدود نیز اساساً موضوع متفاوتی است. اگر حساب به دستور مرجع ذیصلاح یا بر اساس مقررات مسدود شده باشد، صرف قرار گرفتن آن در وضعیت مازاد، مسدودی را رفع نمیکند و نمیتوان آن را مانند یک حساب مازاد عادی بست.
نظافتیان ادامه داد: اگر در اطلاعات مالکیت، هویت مشتری یا ارتباط حساب با صاحب آن مغایرتی وجود داشته باشد نیز ابتدا باید موضوع بررسی و اصلاح شود. البته این موضوع الزاماً به معنای مراجعه حضوری نیست و میتواند در برخی موارد از طریق بانک یا مسیرهای غیرحضوری اصلاح شود.
تکلیف مشتریانی که امکان استفاده از خدمات غیر حضوری را ندارند
او گفت: در طراحی فرآیند ساماندهی باید به مشتریانی که دسترسی یا امکان استفاده از خدمات غیرحضوری را ندارند نیز توجه شود. غیرحضوری بودن فرآیند نباید به معنای حذف یا محدود کردن دسترسی این گروه از مشتریان به خدمات بانکی باشد. بانک باید مسیرهای جایگزین را برای چنین مشتریانی پیشبینی کند تا آنها نیز بتوانند وضعیت حساب خود را مشاهده، حساب پایه را تعیین و در صورت نیاز نسبت به تعیینتکلیف حسابهای مازاد اقدام کنند.
انتهای پیام/
نظر شما